گواهی های انسانی، ۶ چشمان رسانه به گزارش ساسان گستر، کارکرد نظارتی رسانه، بخشی از کارکرد اصلی اطلاع رسانی است. بدون چنین اطلاع رسانی ای، نظارت بر صاحبان قدرت و بازیگران بانفوذ جامعه تقریبا بی معنا می شود. یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی:کارکرد نظارتی رسانه، بخشی از همان کارکرد اصلی اطلاع رسانی است. بدون چنین اطلاع رسانی ای، نظارت بر صاحبان قدرت و بازیگران بانفوذ جامعه تقریبا بی معنا می شود. رسانه اطلاعاتی را فراهم می آورد که این نظارت را ممکن می کند؛ نظارتی که بالاتر از هر چیز از مسیر پرسش گری و الزام به شفافیت پیش می رود. قرار نیست رسانه لزوماً خودش تخلف را کشف کند. خبرنگار، روزنامه نگار، مجری یا اتاق فکر برنامه ی تلویزیونی نه کارآگاه است و نه بازرس. مقرر است اطلاعاتی را از صاحبان قدرت بخواهد و نتیجه را در دسترس همه بگذارد تا دیگران ناکامی، سوءاستفاده یا تصمیم های نادرست را ببینند و در رابطه با شان ناآگاه نمانند.یادمان باشد مطبوعات آزاد و منتقد شرط امکان طرح پرسش های جدی از قدرت اند. بدون آنها دولت ها، شرکت های بزرگ و دیگر صاحبان نفوذ امکان بیشتری برای پنهان کردن ناکامی ها و پاسخ ندادن پیدا می کنند. محققان آزاد هم قدرت را رصد می کنند، اما برای رساندن یافته ها و پرسش های خود به مخاطب به رسانه نیاز دارند. بدین سبب یکی از نقش های اصلی رسانه اینست که اطلاعات و پرسش های نظارتی را عمومی کند و امکان پاسخ گو کردن صاحبان قدرت را از مسیر شفافیت فراهم آورد.خودِ احتمال پرسش و الزام به توضیح، بازدارنده است. وقتی مدیران و سیاستمداران بدانند باید توضیح دهند و اسنادشان در معرض دید قرار می گیرد، محتاط تر می شوند. این بازدارندگی محصول استمرار پرسش و شفافیت است. گزارش و پرسش در رابطه با ی عملکرد می تواند موقعیت سیاسی مطلق را غیرمطلق کند و برای نهادها هزینه ی اعتباری جدی بسازد.شفافیت خود رسانه هم شرط نظارت مؤثر آنست. نفوذ سیاسی یا اقتصادی می تواند مانع طرح پرسش های ناخوشایند شود و اعتماد منابع و مخاطبان را از میان ببرد. قابلیت اعتماد شرطی اساسی است. راستی آزمایی، تفکیک واقعیت از ادعا و نظر، شنیدن نظرهای مختلف، و اصلاح خطاها، اعتبار اطلاعاتی می سازند؛ همان اعتباری که مقرر است مبنای کنترل قدرت باشد. بدون این اعتبار، شفافیت ظاهری می شود؛ نظارت بزک کرده و پرسش ها بی اثر.دسترسی به فضای رسانه ای بخشی از کارکرد نظارتی است، چون صداهای منتقد و اطلاعات نامطلوب برای صاحبان قدرت باید امکان دیده شدن و شنیده شدن داشته باشند. در همان حال، چون رسانه خود هم می تواند به یک قدرت تبدیل گردد، استقلال آن به مفهوم مصونیتش از پاسخ گویی نیست؛ رسانه هم باید شفاف باشد.نظارت نباید به تعقیب حادثه ها، رسوایی ها و خطاهای فردی و ساختن باشگاه غیبت تقلیل یابد. کارکرد نظارتی جدی مستلزم بررسی ساختارها، نهادها و سازوکارهایی است که در آنها احتمال خطا یا سوءاستفاده هست. رسانه می تواند هم قدرت را مهار کند و هم خود در سازوکار خطای قدرت سهیم شود. بدین سبب نظارت صفت ذاتی رسانه نیست؛ یک کارکرد است که امکان دارد خوب یا بد صورت گیرد. نمونه ی رسانه نماهای مزدور دشمن همین را نشان داده است که رسانه ها می توانند پرسش های ضروری طرح کنند یا برعکس در تقویت داستانهای مسموم سهیم شوند.در نهایت، در یک دموکراسی واقعی، رسانه ای که محور کارش را پرسش گری و شفافیت قرار دهد، امکان کنترل پایدارتر قدرت را فراهم می آورد. رسانه ای که صرفا به شکار رسوایی یا تمجید از نهادها و سازوکارهای قدرت وابسته شود، لاجرم گرفتار ناکارآمدی می شود و از کارکرد نظارتی خود فاصله می گیرد. منبع: ساسان گستر 1405/06/25 12:43:22 5.0 از 5 امتیاز 4 تگهای خبر: اقتصاد , جامعه , حادثه , شركت این مطلب ساسان گستر مفید بود؟ (1) (0) تازه ترین مطالب مرتبط اخطار مهم رئیس اتحادیه به خریداران طلا شوک بازار به مصرف کنندگان بیشتر از 5 هزار و 500 همت تسهیلات توسط شبکه بانکی پرداخت گردید هشدار اصناف درباره ی فشار مالیاتی بر کاسبان نظرات بینندگان در مورد این مطلب نظر شما در مورد این مطلب نام: ایمیل: نظر: سوال: = ۶ بعلاوه ۵